تاریخ انتشار
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۴۶
کد مطلب : ۴۱۳۰۸۵
گفتگوی کبنا با اولین خبرنگار کهگیلویه و بویراحمد در جنگ تحمیلی؛

روایت جنگ از زبان «روانبخش صادقی» خبرنگار 8 سال دفاع مقدس

۲
کبنا ؛
روایت راویان هرگز نمی تواند حماسه شیرزنان و شیر مردان کهگیلویه ای و بویراحمدی را در هشت سال دفاع مقدس توصیف کند؛ این مقدمه و آغاز گپ و گفت ما با خبرنگار رسانه ملی در سالگرد دفاع مقدس است.



روانبخش صادقی، تنها راوی رسانه ای جنگ در استان، هشت سال دفاع مقدس را بطور متناوب در معیت و رکاب رزمندگان اسلام بود. صادقی جنگ را اینگونه روایت می کند «حماسه ای که این امت در طول سالیان دفاع در مقابله با دشمن بعثی صهیونیستی خلق کردند در نوع خود بی نظیر بود تا جایی که دشمنان هم بر این ادعا اذعان کردند، ما در تعریف آن دلاور مردیها تنها قطره ای از رشادتها و جانبازیهایشان را یاداوری می کنیم و بقول شاعر شنیدن کی بود مانند دیدن» !
آقای صادقی آن دوران بخصوص سالهای اول انقلاب، رسانه ای در استان نبود و با این وجود گزارشهایی از شما در شبکه های ملی و استانی پخش می شد!  
در سالهای نخست یعنی پیروزی انقلاب من دانش آموز بودم، در همین حال پاسدار افتخاری و خبرنگار آزاد در شهرستانهای باشت و گچساران بودم که در سال 1360 دفتر خبر یاسوج را زیر نظر مرکز فارس راه اندازی و در طول همه این سالها گزارشهای پشتیبانی ، اعزام نیرو ، و پیامهای رزمندگان و مصاحبه های آنان را تهیه و در قالب برنامه ای با عنوان «دیار سلحشوران» از شبکه فارس پخش می کردیم تا اینکه رادیو یاسوج راه اندازی و با پیوستن دوستان دیگری به مجموعه ما فرصت من برای حضور بیشتر در جبهه ها فراهم و بیشتر شد.
از حضور رزمندگان و سهمی که در پیروزی ها داشتند برای مان بگویید؟
صادقی: البته من فرمانده نظامی نبودم اگر چه توفیق همراهی در قریب به اتفاق عملیاتها را داشتم اما در عین حال باز توصیف من بر گرفته از بیانات و مصاحبه هایی بود که در حین عملیات و بعد از ان با فرماندهان و  رزمندگان داشتم اما خوب است بدانید بچه های ما شیر میدان بودند و همچون بلدوزر جاده باز کن جنگ بودند و در فتوحات رزمندگان سهمی ویژه داشتند ، شاید بعضی ها بگویند اغراق میکنند اما همواره نام این شیر مردان نه تنها بر سر زبان دوستان بود بلکه دشمن هم در مقابل آنان واهمه داشت دوستان حتما به یاد دارند در یکی از عملیاتها که در جنگ طبیعی بنظر میرسد بعضا دشمن جاهایی از فرصت استفاده و محاصره می کرد، در یکی از این مراحل گروهان با گردانی محاصره را شکستند که این رویارویی را دشمن در رسانه خود به این شرح که «درگیری شدید گارد ریاست جمهوری عراق که زبده ترین نیروهای تکاور را داشت با گارد جمهوری اسلامی که بچه های ما بودند» یاد می کرد
چه طیف افرادی و چه سنینی به جبهه می آمدند؟
دفاع مقدس ما منشعب از عاشورای سیدالشهدا (ع ) است و در این مقتل ها نیز علی اصغرها  ، علی اکبرها ، و حبیب بن مظاهرها فراوان بودند ، اصلا عده ای خانوادگی می آمدند، برادرهایی به اتفاق به مقتل میرفتند و قطعا شنیده اید خانواده های چند شهیدی را ! کدام قلم ، کدام راوی ، و کدام روایتگری تا کنون توانسته است ذره ای از این عظمت را روایت کند امثال منی که به قولی توفیق همراهیشان را داشته ام نیز نتوانسته ام قطره ای رشادتشان را بیان کنم من شرمنده ایثارگران ، شهدا و خانواده های مکرمشان هستم ! بیش از نود درصد گزارشات در خطوط مقدم تهیه می شد با اینحال جلوه های زیبایی از رشادتهای رزمندگان در قاب تصویر ما نیفتادند و در آرشیو اخروی آنان ثبت و ضبط شد.
زیباترین خاطراتی که توانستید ضبط کنید و یا به تصویر بکشید چه جلوه هایی بود
شیرزنانی که مردانشان در جنگ بودند و خودشان در پشتیبانی جنگ آنان را تدارکات می کردند. شیر دلانی که بی ادعا و بی تکلف در استخدام جنگ بودند ، نوجوانانی که شناسنامه های خود را دستکاری کرده به مقتل میرفتند ، عزیز جانبازی که روزهایی به عنوان همکار در دفتر خبر بود و با همه دارایی جسمی خود با همان یک پا به مقتل رفت و باز نگشت ، پیرزنی که تنها دارایی خود را که یک بسته خرما بود و نصفی از آن را مصرف کرده بود با شنیدن صدای بلند گویی که مدافعان را برای پشتیبانی فرا میخواند، پیرزن قد خمیده ای که به سختی راه می رفت و با گریه و پافشاری از برادرانی که نمی خواستند به خاطر فقر مالی نیم بسته خرمایش را بگیرند میدانید به آنان چه گفت ؟ گفت من توی این دنیا هیچ کس را ندارم، خودم هم توانایی کار و جبهه را ندارم تنها داراییم همین است با اشک و گریه این جملات را گفت .. نمیخواهید بگذارید من هم سهمی از این جهاد در راه خدا را داشته باشم تا شرمنده خدا و بندگان مجاهدش نباشم ! مصاحبه با پیک بنیاد شهید که با اطلاع به خانواده شهیدی که باید شهیدش را تشییع میکردند بر زبان پیک شهادت فرزندش بوسه سپاس و عشق زد ! میدانید چه گفت ؟ گفت آقای پیک من دیشب خواب مولایم امام حسین را دیدم که بشارت داد خداوند هدیه ات را پذیرفت و من به خدا و امام حسین قول دادم اگر خوابم تعبیر شود بر زبان شما بوسه عشق و سپاس بزنم و بوسه زد ! کدام زیبایی را برابتان بگویم که  زیبایی دیگری را شهید نکرده باشم یعنی از آن نگذشته باشم !
دوس دارید به شما بگویم عمه فامه یعنی فاطمه مادر شهید روهنده که همچنان پیکر فرزندش جاوید الااثر است به من چه گفت؟ گفت من شبها در خانه ام را کمی می بندم شاید خواب باشم و صدرالله بیاید پشت در بماند آری عمه فامه خود به دیدار فرزند شهیدش شتافت ! بگذارید از خاله زینب، نادر، شهید سهراب حسنی هم برایتان بگویم.
خاله زینب در گفتگویی که به سختی حاضر شد مصاحبه کند گفت «من سهراب را در بیابان بی کس و تنها بدنیا آوردم خودم زایمان خودم را مدیریت کردم و او را به خانه آوردم، او را با همه سختیهای بیشتر بزرگ کردم اما چون اسلام و ایران را در خطر دیدم به تکلیفم عمل کردم او را به مقتل فرستادم تا به امام شهیدش اقتدا کند»!
از شهیدان  سید رحمت احمدی و روحانی شهید آزادی بگویم که در عملیات کربلای چهار از تنها ماسک برجای مانده از بچه ها آن را به هم تعارف کردند، هر دو شیمیایی شدند و با تحمل جراحت سخت شیمیایی به فیض عظیم شهادت نایل آمدند !
از سرداران بزرگی چون شهیدان پناهی ، افراز ، یزدانپناه ، هرمزپور ، ولی پور ، سجاد احمدی ، جهان ناصری ، از سردار بزرگ حیدر پور ، و دیگر نامدارانی که اکنون توفیق یادآوری نامشان را ندارم ! من از استاد و برادر بزرگوارم کارگردان زبردست رسانه ملی علیرضا سرباز که در دوران دفاع مقدس نقشی سازنده داشت و در ثبت رشادتهای رزمندگان اسلام از جانش مایه گذاشت یادی کرده و برایش آرزوی توفیق کنم ...
روحانیون و همه قشرهای دیگر جلودار این حماسه ها بودند که لازم میدانم از دوست و برادر بزرگوار جناب حجت الاسلام و المسلمین علیپور که در تمامی دوران دفاع مقدس دوشادوش بچه ها بود و در ماموریتهای رسانه ای هیچ وقت ما را تنها نگذاشت سپاسگزاری کنم.
سردار بزرگ صادق احمدی که بواقع ما را در این رسالت همراهی و فرماندهی می کرد از جمله رادمردانی بود که در فرهنگ دفاع مقدس سهم بسزایی داشته و دارد، سردار بزرگ  درخشان که از پایه گذاران سایتهای موشکی و از دلاورمردان آن دوران بودند یادیشان را گرامی بداریم. همچنین دوستان و همکاران خوبم سید علی حسینی عزیز ، خدابخش عزیزی ، ستار بهروزی ، ذوالفقار نظری ، رحمان مظفری، حمید هاشم زاده، غلامرضا تقوایی و ایاز رضایی که در ماموریتهای دفاعی داوطلبانه نقشی بمراتب بیشتر از حقیر داشتند یاد کرده و برایشان آرزوی توفیق کنم. این عزیزان در ماموریتهای جنگی افتخار مجاهدت دارند. آنان سندهای افتخار این ملت و این سرزمین مقدس ند، قصور در تکلیفی که در ادامه راهشان داریم خیانتی بزرگ به آرمانشان خواهد بود.

خبرنگاران در جنگ چه نقشی داشتند؟
 مظلومیتی که اکنون دارند در آن دوران بیشتر از این بود. خبرنگاران دوشادوش رزمندگان قدم میزدند، قلم میزدند و عکس و تصویر می گرفتند ، مستندسازانی که روایتهای فتح را به زببایی به مردم نشان میدادند و گروههای دیگری که به چهل شاهد مشهور بودند آنقدر شهید داده بودند که به چهل شاهد مشهور بودند و چه مظلومانه به شهادت می رسیدند
شما چه نقش و فعالیتی داشتید؟
من هم ذره ای ناچیز بودم اگر چه کمتر تیپ و لشکری خبرنگار داشت، اما من مداوم در کنار بچه ها بودم و بخشی از این زمان هم در اطاق جنگ بهنی قرارگاه خاتم بود خبرنگار ویژه و اخبار جنگ را به شبکه ملی ارسال میکردم و کارهای مستند و گزارشهای خبری و رادیویی که برای استان تهیه و پخش می کردیم ! خبرنگار یک دفتر خبری، در میان مراکز بزرگ بعنوان خبرنگار ویژه جنگ بودم و بقول دوستان بخصوص «شهید حیدر پور» فرمانده تیپ 48 فتح چقدر در روحیه رزمندگان و مردم استان تاثیر می گذاشت و اینها همه عمل به تکلیف بود و لطف الهی بود. اگر چه در این دانشگاه بزرگ به تعبیر امام عزیز که انسانهای بزرگی با گرفتن مدرک شهادت فارغ التحصیل شدند همچو منی مشروط شدم اما مشروط شدنش هم صفا داشت ! سپاس فراوان از شیر مرد عرصه فرهنگی در دوران دفاع مقدس جناب سرهنگ رضا منطقی که پا به پای رزمندگان در ثبت وقایع جنگ نقشی بسیار مهم داشت و خیلی از تصاویر آر شیوی مان را مدیون این عزیز هستیم. از دوستان خوب فرهنگیم جناب سید علی قنبر موسوی، شاعف نازیان پیکری و همه دوستانی که نامشان را نتوانستم بیاد بیاورم یاد کرده و به آنان بخاطر مجاهداتشان تبریک می گویم.
چرا دوستان دیگر، بیشتر از شبکه دنا به نقش خبرنگاران در دفاع مقدس توجه داشته و دارند؟ آیا کمی کم لطفی نمی شود؟
 من صمیمانه از مراحم و الطاف کریمانه همکاران خوب خبرنگار یعنی همه اصحاب رسانه سپاسگزارم و شاید دوستان خوب شبکه دنا این قابلیت و ظرفیت بسیجی بودن را در برادر کوچکشان ندیده اند که خود نیز اعتراف میکنم اما حال که پرسیدید اجازه بدهید دوستانم را یادآوری کنم و به شما عرض کنم هدف شخص نیست. روانبخش صادقی نه آن دوران و نه بعد از آن و نه اکنون دنبال متاع دنیا نبوده و نیست و خود را نه مستاجر خانه ای که در آن زندگی می کند که مستاجر دنیا می داند. اما حداقل به منافع رسانه ای خود فکر کنید و شاید به غنای برنامه ای خودتان افزوده شود. وقتی در برنامه های خود با خبرنگاری گفتگو می کنید که خود نخستین و تنها خبرنگار استان در جنگ بود و حداقل شکسته نفسی نکنند. وقتی تصاویری را که شخصا برایشان تهیه و آرشیو کردیم نه به نام بنده ناچیز بعنوان خبرنگار آن دوران یادآوری کنند.
که البته میدانم دوستان مشغله دارند و فراموش می کنند و البته این فراموشی هر سال هست، مهم نیست، روانبخش صادقی به تکلیف خود عمل کرد دوستان عزیز خوب تشخیص دادند ما کجا و این حرفها ...
البته این سوال از برادران عزیز سپاهی و بسیجی هم هست که در مصاحبه هایی که دارند حتی یک بار به نقش خبرنگاران در دفاع مقدس توجه نداشتند. بازهم این مسایل شاید طبیعی بنظر برسد، اما نه همه این سالها فراموشی.  خداوند انشاالله اجر این همراهی ها و مجاهدتها را به هر کسی به مقدار ظرفیتش عنایت خواهد کرد. من همچنان ارادتمند همه دوستان و همکارانم هستم و دوستشان دارم.
روانبخش صادقی در پایان این گفتگو ترویج فرهنگ شهادت طلبی را توفیقی بزرگ دانست و بر لزوم تلاش مضاعف برای توسعه کارهای فاخر هنری ، فرهنگی بخصوص مستندهای فاخر تاکید کرد.
صادقی با گرامیداشت یاد امام راحل عظیم الشان و شهیدان گرانقدر و ایثارگران و خانواده هایشان لبیک به ندای خلف صالح امام راحل رهبر فرزانه انقلاب را ضرورتی انکار ناپذیر دانست و تصریح کرد امروز دشمن از هر سعی و تلاشی برای ایجاد فاصله بین امام و امتش فروگذار نیست در چنین شرایطی بصیرت و دشمن شناسی بموقع میتواند دشمن را همچون همیشه زمین گیر خواهد کرد
امید است به اتکا به خداوند و توسعه روح ولایتمداری سربازان وظیفه شناسی برای لشکر امام عصر (عج) باشیم.
ما در ره دوست نقض پیمان نکنیم
دوست گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم
 
 
 
 
 
 
نام شما

آدرس ايميل شما

محمد
Iran, Islamic Republic of
احسنت ، درود بر شما آقای صادقی ، مرد خوش قلب و مهربان
صدیقه محمدی
Iran, Islamic Republic of
جناب آقای صادقی درود برشما‌و مردان بزرگی که نام و یاد و خاطرشان هرگز فراموش نخواهد شد......چقدرزیبا،شیوا و روان بیان کردید که به دل همه ما‌نشست....احسنت بر شما.
حسن
Iran, Islamic Republic of
واقعا بیانی بسیار شیوا وبلیغ داشت
قنبر
Iran, Islamic Republic of
جالبه در پشت خط جبهه بعد سهم بیشتری از رزمندگان میخواد
صدرا
Iran, Islamic Republic of
کجایند مردان بی ادعا !"....اولین خبرنگاراستان وجنگ ، درنوجوانی عضوکمیته انقلاب وسپاه بود ، الان به کام بقیه...‌ والبته لذت زندگی کردن را درمرام ونیت ایشان به نفع هموطنانش میشود دید وچشید ، درود برسرباز ولایت درود بر روانت که میبخشی والحق روانبخشی.
گفت‌و‌گوی خواندنی با «کامبیز مهدی‌زاده» داماد رئیس جمهور

گفت‌و‌گوی خواندنی با «کامبیز مهدی‌زاده» داماد رئیس جمهور

در همان روز اعلام خبر ریاست سازمان زمین‌شناسی بنده در وزارت صمت، به مادرم زنگ زدم و گفت ...
واکنش‌ها به دستگيري روح‌ الله زم

واکنش‌ها به دستگيري روح‌ الله زم

موضوعی که حیرت کارشناس این شبکه ضدایرانی را برانگیخت. دیگر رسانه‌های خبری کشورهای مرتجع ...
چرچیل های شاهنامه!

چرچیل های شاهنامه!

همسر اردشیر، به تحریک برادرش بهمن، نقشه قتل اردشیر را می‌کشد و در جامِ نوشیدنی‌اش زهر ...